خسته شدم..
خیلی وقته که تظاهر میکنم..
بازیگر خوبی شدم..
از بس خندیدم وقتی ناراحتم کسی جدی نمیگیره :/
میری بخوابی اما تازه اتفاق های روز میان جلوی چشمت و همینجور اتفاق های کل روزای دیگه و تا صب بیدار میمونی
مادر که شدم به جای چک کردن گوشی و کیف و لباس بچه م ، شبا بالشتش رو چک میکنم که خیس نباشه
درد من رو فقط اون بالشتی میفهمه که تا صُب خیس میشه
l