میدونی چی میتونه بهتر از یه قهوه ی داغ تو برف زمستون بغل بخاری باشه؟
حتی بهتر از خواب صبحی ک زیر پتویی و هوای بیرون هم یخ یخ باشه..
اون بهترین دوستیه ک از بچگی باهات بوده از همه ی اینا بهتره..
حتی از خوردن فالوده و بستنی زیرکولر..
وجود فرناز برای من حتی بهتر از هروئین عمل میکنه..
همیشه برام دوستی بوده ک حضورشو هرچند ک پیشم نبوده حس کرد..تو تک تک لحظاتم..
همیشه خوشحال بودم ازین ک دارمش و ترسیده ازینکه نکنه از دستش بدم..
تو بدترین و بهترین شرایط..
من اونُ از کلاس آمادگی یاشاید قبل ترش میشناختم..
من بودمُ و فرناز و شینا..
شینا ک رفت آلمان کم کم دوستیمون کمرنگ و دیگه هیچ شد..
فرناز برام موند..باوجود جدابودن مدرسه هامون و ملاقات هایی ک ماه به ماه شاید طول میکشد اما داشتمش..
ارزشش برام روز به روز بیشتر میشه و صمیمیتمون هم ..
فرناز برام بهتر از اون جعبه خاطراتیِ ک وسایل ریز و درشت داخِلِشِ :)
بودن در کنار بهترین دوست..
بهترین خواهر..
بهترین همدم..
برام بهتر از خوابیدن بغل شومینه میمونه..
وقتی ک امروز اومدی مدرسه دنبالمتا باهم بریم خونه نمیدونی چ حالی داشتم..
بعد مدتهـآ میدیدمت و کلی حرف ک باید بهت میزدم..
هیچوقت چت ها و پی ام ها مثل دیدن نمیشه..
تو با اومدنت کلی حس خوب به قلبم سرازیر کردی ک ناخواسته تا دیدمت با وجود فاصله زیادمون دستم رو برای به آغوش کشیدنت باز کردم..
تو برام لذت بخش تر از سردرد بعد از خوردن یهویی بستنی بودی..
همونقدر خوب همونقدر خواستنی..♥
تو راه از مدرسه تا خونه کلی کلی کلی حرف زدیم و باز هم وقت کم آوردیم ..
انقدری گفتی و گفتم و غرق لذت بودم ک اصلا حس نکردم زیپ کیفم یه متر باز شده :))
رفتیم تو لوازم تحریر و آفرین گفتم به سلیقه مون ک عاشق وسایل جینگیل مینگیل بودیم و ازونایی حرف زدیم ک دنیاشون این چیزاست..
همون وسایل ک داشتن و فکرکردن به اونا منُ تورو به وجد میاورد چه برسه زندگی کردن تو دنیاشون :)
موقع خداحافظی دل کندن ازت برایم سخت بود و قول گرفتیم برای دیدارِ دوباره..
پزشک آینده ی من..
همراه همیشگی..
خواهر عزیزتر از جانم..
برایت بهترین چیزها را میخواهم از نظر خودت..
هرچند کوچک..
رسیدن به آرزوهایت آروزیم است :)


برچسب:
نویسنده: اشکان حیدریان