#فداکاری رو یاد بگیریم!
ببین وقتی ک میبینی من بهونه میگیرم..
از همه چی دلخورم..
حوصله هم ندارم
خواهش میکنم بفهم ک فقط به یه شونه نیاز دارم واسه سرِ پر از حجمِ دلتنگیام..
دیگهتو سرم غر نزن..
باهام مخالفت نکن..
برقص به سازِ من..
حآلِ تو مدرسه م حالِ خوبی نبود وقتی کسی درکم نکرد.
.وقتی معلم دودرس داد و به ما فکرنکرد..
وقتی دوستم از نیمکت نگذشت به خاطرم..
وقتی به مادرم زنگ زدم فقط گفت الان آژانس میفرستمدنبالت دمِ در منتظرم
و چقدر خوشحالم کرد با این جمله..
دقیقا چیزی ک منتظرش بودم رو داشت برام..
رقصیدن به سازم..
یه شونه بود برام وقتی ک بغلم خوابید و هیچی نگفت
.سرم غر نزد و نذاشت صدا از کسی دربیاد
و من چقدر ممنونش بودم :)
فداکاری مثل مادر❤
برچسب:
نویسنده: اشکان حیدریان